مهدى لطفى

87

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )

محبّين خودش را با كاسه‌هاى بلورى كه پر از آب زلال است سيراب مىكنند ، مدتى به اين كيفيت گذشت يك وقت صدايى از بين مردم بلند شد ، گفتم چه خبر شده است ؟ ! گفتند : كه علّامه امينى به حوض كوثر و به محضر على عليه السّلام مشرف مىشوند ، من منتظر بودم كه امام چگونه با علامه برخورد مىكنند . ديدم امام كاسه را زمين گذاشت و دو دست مباركش را از حوض پر كرد ، و آب را به صورت علّامه پاشيد و علّامه را با دستان مباركش سيراب نمود و سپس حضرت فرمود : « بيّض اللّه وجهك لقد بيّضت وجوهنا » خدا رويت را سفيد كند كه تو صورت ما را سفيد كردى . در اين هنگام فهميدم مقام علّامه در نزد امير المؤمنين به خاطر تأليف كتاب الغدير چه‌قدر است . « 1 » آرى علّامه بود كه با زدودن غبار تاريخ چهرهء واقعى و ملكوتى امير المؤمنين را به جامعه معرفى نمود ، و او بود كه با زحمات خود توانست جعليات و افتراهاى مغرضين را از اهل بيت دور كند ، او بود كه توانست با زحمات بىوقفه غبار از چهرهء واقعى على عليه السّلام كنار زند و يك‌بار ديگر بعد از 1400 سال چهرهء واقعى حضرت را بر دنيا بنماياند . او بود كه با رفتار و زهد و تقوى و علم ، زينت اهل بيت شد . « سعيد دحدوح » مىگويد تو اين اخلاق نيكو و تقوى را از اهل بيت عليهم السّلام به ارث برده‌اى .

--> ( 1 ) - ربع قرن مع العلامة ص 272